0A0B05 1C1C1E 323337 363718 494C53 6A6D76 898C95 FFFFFF

Share this photo on Twitter Share this photo on Facebook

moonlight glory

Posted by
soul mover (tehran, Iran) on 21 April 2019 in Landscape & Rural.

بیا ای بلبل خوش لهجه من - بیا ای روح بخش مهجه من


سخن گوی از گل و از عشوه گل - نوایی زن به یاد بوی سنبل


حدیث عشق لیلای قدم گوی - ز مجنون و ز صحرای عدم گوی


به خوبی از لب شیرین سخن کن - نوایی هم ز شور کوهکن کن


سرودی زن چو مرغان شباویز - به یاد گلرخان شورش انگیز


بگو از داستان محفل قدس - بگو از دوستان مجلس انس


بیا ای مطرب بزم حقیقت - بزن سازی به آیین طریقت


ولی زنهار زنهار از رقیبان - ز خودخواهان و از مردم فریبان


بزن در پرده این ساز و نوا را - مکن رسوا تو مشتی بینوا را


که هر گوشی نباشد محرم راز - مگر صاحبدلی با عشق دمساز


سماع مجلس روحانیان را - نمی شاید مگر سودائیان را


که هر کس را به سر سودای یار است - به دنیا و به عقبی بخت یار است


سر پر شور از سودای شیرین - نمی غلطد مگر در پای شیرین


نه هر دل را گدازد عشق لیلی - به مجنون می برازد عشق لیلی


نگارا تا به چند این خودپرستی؟ - بفرما مطلقم از قید هستی


چو سرو آزادم از هر خار و خس کن - چو بلبل فارغم از این قفس کن


به گلزار معارف بلبلم کن - مرا دستان آن شاخ گلم کن


بده چون خضر زین ظلمت نجاتم - بنوشان از کَرم آب حیاتم


مرا با خضر رهبر، همرهم کن - ز اسرار حقیقت آگهم کن


تجلی کن در این طور دل من - که تا فانی شود آب و گل من


قیامت کن به پا زان قد و قامت - دری بگشا، ز باغ استقامت


مرا پروانه آن شمع قد کن - رها از ننگ و نام و نیک و بد کن


بده بر باد، زلف مشکسا را - به باد فتنه ده بنیاد ما را


ببر از بوی آن مشگین شمامه - ز سر هوشم الی یوم القیامه


به روی خویشتن کن دیده بازم - به پابوسی خود کن سرفرازم


زهی منت ز یُمن کوکب من - نهی گر غنچه لب، بر لب من


بنوشم جرعه ای زان چشمه نوش - کنم دنیا و عقبی را فراموش


بکوش ای مفتقر در تشنه کامی - که تا گیری ز دست دوست جامی